محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6474
تاريخ الطبرى ( فارسي )
زورقها سوى بر مساور روانه كرد و در آنجا كشتىاى يافت كه تعدادى اسب از آن جعلان در آن بود كه مىخواسته بود آن را به نهر ابان فرستد كه به شكار سوى آنجا رفته بود . جبايى بدان كشتىها تاخت و كسانى را كه در آن بودند بكشت و اسبان را بگرفت كه دوازده اسب بود و سوى طهيثا بازگشت . پس از آن سليمان سه روز مانده از شعبان ، سوى تل رمانا رفت و در آنجا نبرد كرد و مردمش را برون كرد و هر چه در آن بود به تصرف آورد ، آنگاه به اردوگاه خويش بازگشت . سپس ، ده روز رفته از ماه رمضان ، سوى محل معروف به جازره رفت كه در آن وقت اب ترك در آنجا بود و جعلان در مازروان بود . و چنان بود كه سليمان به خبيث نوشته بود كه كشتى براى وى بفرستد و او همراه يكى از مردم عبادان به نام صقر پسر حسين ده كشتى براى سليمان فرستاده بود . وقتى صقر با كشتىها به نزد سليمان رسيد چنان وانمود كه آهنگ جعلان دارد . وقتى خبر به جعلان رسيد ( 538 كه سليمان آهنگ وى دارد به مرتب كردن اردوگاه خويش پرداخت و چون سليمان به نزديك محل اب رسيد به دو تاخت و با وى نبرد كرد كه وى را از آمدن خويش غافل يافته بود و دلخواه خويش را نسبت به وى انجام داد و شش كشتى بگرفت . جباش گويد : هشت كشتى در اردوگاه وى يافت ، دو كشتى نيز بر ساحل بود كه آن را بسوخت و اسب و سلاح و ربودهء بسيار گرفت و به اردوگاه خويش باز - گشت . پس از آن سليمان چنان وانمود كه آهنگ تكين بخارى دارد و با جبايى و جعفر بن احمد ، دائى پسر خبيث ملعون ، معروف به انكلاى ، كشتيهايى آماده كرد و چون كشتىها به اردوگاه جعلان رسيد بدان تاخت و آن را به تصرف آورد . سليمان نيز از جانب خشكى به جعلان تاخت و وى را سوى رصافه هزيمت كرد و كشتيهاى خويش را پس گرفت و بيست و هفت اسب و دو كره اسب و سه استر از آن جعلان